{ به وبلاگ های خودتون انتقال بدهید }
ایران در آتش ظلم آخوندی

آنچه همه می دانند !

هاله نور حقیقت دارد ! اما دیدنش چشم بصیرت می خواهد !

وای از دست دشمنان نظام و انقلاب !
خامنه ای : اتفاقات و سرکوب ملت به دیگران چه ربطی دارد ؟

دغل بازی آخوندی را مشاهده بفرمایید !

تقلب ! نسیت هاااا ! جسم و روح دارد رای میدهد !

کانال های تلفزیون دولت آخوندی !

نمودار رشد اقتصادی در دولت نهم به لطف آقا !!

متفکران بی سواد !!!

السلام علیکم

{ آقای احمدی نژاد عزیز !
شما فرماندار دولت موسوی بودید .چرا آن زمان به روند کار دولت اعتراض نکردید ؟
شما استاندار دولت هاشمی رفسنجانی بودید ودر همان دولت استاندار نمونه انتخاب شدید .چرا در آن دوران صدایتان در نیامد ؟چرا بعد از آن حداقل مانند دکتر عباسی حامی امروز شما یا چون پالیزدار وفاطمه رجبی عاشق وشیفته شماست که سکوت کردید ودم نزدید ؟ وجرات نکردید سخنی بگویید ؟
چرا وقتی شهردار تهران بودید با پسر متخلف هاشمی – به زعم شما – و مدیرعامل مترو برخورد نکردید ؟ اگر نگذاشتند مثل شب مناظره به ملت می گفتید .
رییس جمهور محترم !
اگر حمایت یک شخص جون هاشمی از دیگری مذموم وناپسند است چرا شما در زمانی که عضوشورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و نیزشورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین بودید درانتخابات مختلف از هاشمی وناطق نوری حمایت کردید ؟
آقای احمدی نژاد ! }
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نزاع مارها
{ در پی اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری 22خرداد که در آن احمدی نژاد با تقلب آشکار برنده اعلام گردید مردم به خیابان ها ریختند و به این تقلب و خیانت آشکار اعتراض کردند و کاندیداهای دیگر با شکایات زیاد و دلایل محکم و مستندی که از تقلب در انتخابات در دست داشتند از خامنه ای و شورای نگهبان خواستند تا این انتخابات را باطل اعلام کنند و به خواسته های مردم احترام بگذارند، اما خامنه ای و شورای نگهبان که خود بازی گر اصلی این تقلب و خیانت هستند به جای گوش فرا دادن به مطالبات مردم از آرای آنان سوء استفاده کردند و در صدد بسط سلطه ولایت فقیه و تنگناهای بیشتر برای مردم برآمدند و با ضرب و شتم و قتل و کشت و کشتار و تخریب اماکن عمومی به خصوص تخریب کوی دانشگاه تهران و جاهای دیگر، صدای حق طلبی مردم را خفه کردند و تظاهرات ده ها هزار حق خواهی را که با آرامش خواهان احقاق حقوق خود بودند، به خشونت کشیدند و تعداد زیادی از معترضان به خیانت در شمارش آرا و حق کشی ها را بازداشت نمودند و به سیاه چا لها انداختند.
خامنه ای کما فی السابق البته این بار به شکل واضح تری میثاق های ملی را زیر پاگذاشت و همه ی ارزشهای انسانی و اخلاقی را لگدمال کرد و همه ی نقاب ها را برداشت و نهایت بی دیانتی و بی ایمانی خویش را در این انتخابات نشان داد و حتی به توصیه های یار دیرینه خویش رفسنجانی که خود یکی از اهرمهای قدرت به شمار می آید هم گوش فرا نداد و به طور آشکار در برابر خواسته های بر حق مردم موضع گیری کرد و اوج این دشمنی با ملت زمانی به وقوع پیوست که مزدوران جنایت پیشه ی وی خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران را از خون حق خواهان رنگین ساختند و نیروهای ویژه همچون گرگ های گرسنه در میان سیل جمعیت به تاخت و تاز پرداختند و بسیاری از مردم بی گناه را با دشنه و چاقو دریدند و خامنه ای با کمال بی شرمی گناه این همه تجاوز آشکار را به گردن آمریکا و غرب انداخت!
خامنه ای بنابه دیدگاه متحجرانه و خود پسندانه ی خویش، این همه تظاهرات خیابانی و اعتراضات گسترده مردمی را نادیده گرفت و اختلافات سردمداران نظام را پس از جریانات انتخابات 22خرداد و رخ دادهای حاصله از آن را یک نزاع خانوادگی خواند! و با نهایت بی شرمی اعلام کرد که " این سالم ترین انتخاباتی بوده که برگزار شده است" ؟! او به زعم اینکه مردم گفته های او را همچون وحی منزل می پذیرند از مردم خواست که بدون هیچ گونه چون و چرایی از حق انتخاب خود دست بردارند و یاوه های او را که احمدی نژاد را پیروز میدان انتصابات خواند، به عنوان یک " حکم حکومتی" بپذیرند و لب بر نیاورند!
خامنه ای گویا خودش باور دارد که حساب ملت با نظام جداست و نظام از پیکره ی ملت بریده و کاملا بیگانه است و این نزاع میان شاه مار – خامنه ای – و رفسنجانی است که جلوه تازه ای به خود گرفته و هر یک از آنها سعی در بلعیدن یک دیگر دارند. مردم خوب میدانند که انواع مارها وقتی که یک جا جمع شوند طبیعتا قوی ترها ضعیفترها را نیش می زنند و آنها را می بلعند، مارهای مارخور، روز بروز قویتر و قویتر می شوند و به شکل افعی در می آیند، مارخورها بر ضعیفترها رحم نمی کنند بلکه آنها را همچو بازیچه ی دست خویش قرار می دهند و به عنوان طعمه آینده پرورش می دهند و در نهایت می بلعند، شاه مارها با تناسب زمان و مکان، رنگ و اطوار عوض می کنند لیکن بنا به اقتضای طبیعت، نیش زهرآگین و سرشت آنها عوض نمی شود.
سردمداران کنونی ایران، افعی صفتانی هستند که در طول سه دهه انقلاب خونبار همه یاران و همسنگران خویش را بلعیده اند و نیش زهرآگینشان همه ی هستی مردم بی نوارا دریده و به کام نابودی کشیده و آتش بیداد آنها خانمان های زیادی را نابود ساخته است،در حال حاضر مردم ایران بیش از هر زمانی پی به ماهیت تروریستی این جنایتگران افعی صفت برده اند و فریب یاوه ها و ترفندهای دست اندرکاران و وابستگان به نظام خودکامه ولایت فقیه را نخواهند خورد و با همبستگی خویش تا برکناری همه ی خودکامگان و رسیدن به آزادی، دست از اعتراضات همه جانبه بر نخواهند داشت.
و ما در ۱۳ آبان نفرت خود را از آخوندها و دیکتاتوران و مستبدین نشان خواهیم داد }
این وب سایت تا مدتی طولانی به علت اعزام به خدمت سربازی یا همان تلف کردن عمر برای هیچ و پوچ ، فعالیتی نخواهد داشت و پست جدیدی به ثبت نخواهد رسید ! { مگر قضا بر این باشد که در شهر خودم خدمت !! کنم }
سایت های زیبا و مفیدی را برای شما معرفی می کنم ، حتما سر بزنید و مطالب شان را با دقت بخوانید !
سایت زیبای " کتابخانه عقیده " برای دانلود بهترین کتابها ! که بنده دانلود کتاب
" آلفوس " و کتاب " سرخاب و سفید آب " را به همه توصیه می کنم !
آدرس وب سایت عقیده : http://www.aqeedeh.com/ebook
سایت خبری " سنی نیوز " به آدرس : http://www.sunni-news.com
وب سایت " اسلام تکس " که بعد از کتابخانه عقیده بهترین سایت برای پاسخ به شبهات می باشد به آدرس : http://www.islamtxt.net
برای دانلود سخنرانی علما و پاسخ به شبههات به وب سایت " ویدئو فردا " سر بزنید که اتفاقا سخنان استاد دکتر عبدالرحیم ملازاده حفظه الله نیز موجود است به آدرس : www.videofarda.com/video
برای کسانی که هدایت را " می خواهند " و دنبال جوابی برای سوالاتشان هستند ، همین سایت ها کفایت می کند ! ضمن اینکه وب سایت هایی که در پیوندهای این وبلاگ قرار دارند نیز توصیه می شوند !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
" فرهنگ تشیع خرافاتی ترین فرهنگ منتسب به اسلام است که از یک نظر خطری بزرگ برای اسلام و از دیدی دیگر توهینی به عقل و انسانیت می باشد "
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التماس دعا
والسلام علی من اتبع الهدی
{ حتما مستحضر هستید که رژیم جهل و جور ولایت فقیه ! برای حفظ جاه و نان خویش تمامی وب سایت های معرفی شده را فیلتر کرده است اما شما اگر به هر نحوی توانستید فیلتر شکنی به دست بیاورد به سایت http://www.opera.com/download بروید و یک opera دانلود کنید تا برای همیشه از شر فیلتر راحت شوید ! }
ادامه مطلب
• سید عباس موسوی ـ تبریز
ما روستائیان ضرب المثلهای بسیار جالبی داریم که احیانا با ذوق و سلیقهی شهرستانیها زیاد مناسب به نظر نمیرسد. ولی هر چه هست تجربه پدران ماست که نمیتوانیم از آنها بسادگی بگذریم.
وقتی فتوای آیت الله مکارم شیرازی در مورد تحریم حج امسال را شنیدم بیاد یکی از ضرب المثلهای روستائیان آذری افتادم. می گویند ـ البته با عرض معذرت ـ؛ وقتی مرغی میخواهد تخمی بگذارد میرود در جایی خودش را از چشم مردم پنهان میکند ولی از حماقت شروع میکند به قدقد کردن و داد و هوار راه انداختن، شاید بیچاره از درد زایمان گریه میکند، ولی هر چه هست مردم رازش را میفهمند!
اولین باری که آیت الله مکارم بازوهایش را بالا زد و در یک جلسهی خصوصی، و در بین طلبهی حوزهی علمیه شیعه، اهل سنت را بزور آزمایی خواست، چون همان مرغ قندی ما آذریها رازش رسوای جهان شد. همه فهمیدند که؛ ساواکی بوده است، همه دانستند که از جمله مراجع منبوذی است که تشنه شهرت است، و همه درک کردند که بیماری روانی دارد و از عقدهی کمبود شخصیت رنج میبرد، و می خواهد خود را عقل کل و سید المراجع جا زند و…
ولی همانطور که مرغ ما روستائیان حاضر نیست با وجود برملا شدن رازش و از دست دادن تخمی که با هزار مکافات و درد زائیده بود از قدقد کردن باز ایستد آقای شیرازی اینبار با صدای بلندتر به نشانه تخمی بزرگتر داد و هوار راه انداخته و حرفهایی گندهتر از شکل و شمایل مبارکشان ایراد کردهاند.
ایشان اینبار ـ البته باز هم با عرض پوزش ـ مرا بیاد ابوجهل انداختند که مردم را از رفتن بحج میترسانید تا مبادا صدای توحید و یکتاپرستی را از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بشنوند. درد آقای مکارم اینست که علما و جوانان و روشنفکران ایرانی پس از رفتن به حج ـ چون این حقیر ـ کلا از خرافات مذهب شیعه صفوی زده میشوند. دیگر کسی که بحج رفته نه به عتبات عالیه میرود و نه سر سجده بر قبرهای مجلل مشهد و قم و نجف و کربلا و… بزمین میمالد! و نه جریمه و یا جزیهی “خمس” بخاطر مسلمان بودنش به مراجعی چون آقای شیرازی پرداخت میکند. اصل ماجرایی که آیت الله را خون جگر کرده این است نه آنفولانزا!
باور ندارید اعترافات آقای قزوینی را ببینید:
http://www.youtube.com/watch?v=idS۷۸JSK۲Qk
اگر آنفولانزای خوکی حقیقت دارد و در تجمعات منتشر میشود پس چرا آیت الله معظم سفر به عتبات عالیه و روضات مشهد و قم و نجف و کربلا و غیره را حرام اعلام نمیکنند؟! (و البته بر کسی پوشیده نیست که این مزارها بزرگترین مراکز فحشا و ترویج صیغه هستند. و از آمار ۱۹ هزار و ۴۳۵ نفر مبتلا به ایدز ثبت شده در کشور بیشترین آنها در این مراکز فحشا بسر میبرند!!) .
جواب این پرسش را تنها از حسابهای بانکی و ثروتهای ملیارد دلاری مراجع میتوان دریافت کرد.
آنفولانزای خوکی بین حقیقت و کسب و کار:
وقتی حجم گستردهی تبلیغات بر علیه آنفولانزای خوکی و معرفی آن بصورتی بسیار وحشتناک و ایجاد ترس و رعب در مردم را در رسانههای عمومی جهان دیدم. ناخودآگاه با خودم گفتم: خدایا، آیا خوک از اختراعات قرن ۲۱ است؟! مگر از روز خلقت تا حالا در جهان خوکی آنفولانزا نگرفته بود؟! پس چرا امروز این وبا و بیماری مهلک بر سر زبانها آمد؟!
این پرسش در ذهنم تجارت و کاروبار شرکتهای داروسازی و روشهای بسیار خبیث و غیر انسانیشان در بدست آوردن ثروت را زنده کرد.
پیش از این همین شرکتها وباها و بیماریهایی چون سارس و انفولانزای گاوی و انفولانزای مرغی را بسیار کشنده اعلام کردند و از پشت آن ملیاردها دلار بجیب زدند.
انفولانزای مرغی آخرین وبای جهان براندازی بود که هنوز ترس و وحشتش از دلهای مردم پاک نشده و با بیماری جدید آنفولانزای خوکی همخانواده است، را در اینجا با هم مروری میکنیم.
شاید جالب باشد بدانید تنها در آمریکا سالانه ۲۵ تا ۵۰ ملیون شخص دچار بیماری آنفولانزای عادی که به آن هیچ اهمیتی داده نمیشود، میگردند. از این عدد ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار بیمار در بیمارستانها بستری میشوند که از بین آنها ۳۰ تا ۴۰ هزار بیمار بر اثر شدت بیماری جان میدهند.
وبنا به گزارشات سازمان بهداشت جهانی پس از آنهمه جنجال در مورد آنفولانزای مرغی از روز انتشار بیماری تا ۱۵/مه/۲۰۰۹م در تمام جهان تنها ۲۶۱ نفر از این بیماری جان داده اند!!
یعنی شاید کمتر از یکدهم اشخاصی که در درگیریهای خیابانی مأموران دولت پس از انتخابات اخیر با ملت در کشور جانشان هیزم سیاستهای آخوندهای خودخواه و دیکتاتور شد!!
پس پشت صحنهی اینهمه تبلیغات و ایجاد رعب و وحشت در مردم چه کسانی قرار دارند؟!
اگر بدانیکه داروی تامی فلو (Tami Flu) بعنوان تنها علاج بیماری انفولانزای مرغی را شرکت Gilead { که وزیر دفاع سابق آمریکا دونالد رامسفیلد تا سال ۲۰۰۱ مدیر آن بود و از بزرگترین سهامداران آن است}، تولید میکند. و اینکه فایدهی خالص این شرکت در طول ده سال؛ از سال ۱۹۹۴م از ۷۵ سنت به ۱۴ دلار تا ۲۰۰۴م رسید. وپس از ایجاد جو وحشت و رعب از این بیماری و اینکه نسل بشریت را از زمین برخواهد کند در مدت تنها چند ماه این رقم به ۵۰ دلار رسید!! و در اوت ۲۰۰۸م قیمت این دارو از سقف ۵۷ دلار نیز تجاوز کرد!! و وقتی بسیاری از مردم متوجه شدند که قصه تنها یک بازار سازی است و سر و صدای تبلیغات افت کرد امسال قیمت این دارو تا ۳۵ دلار کاهش یافت!..
وبدون شک مدیران منظمهی بهداشت جهانی که طبل در دست با سر و صدایشان مردم را از این بیماری میترسانیدند و جوی از رعب و وحشت در جهان قائم ساختند از عاید این تجارت بی بهره نبودهاند!!..
وامروز همین بازی با آنفولانزای خوکی است. و در حالیکه در مکسیک اولین کشور صادر کنندهی بیماری، دولت دست باندهای تجارت دارو را خواند، و همه پیشگیریها و اجراءات و قوانین استثنائی در مقابله با بیماری را کنار گذاشته و زندگی را به روال معمولی آن بازگردانید، چه شده است که به اصطلاح عاقلان (!!) کشورهای ما کاسهی داغتر از آشند!.. و آخوندهای ما نخود هر آشی!!..
تازه چه شده که این مراجع بجای اینکه مانع هجوم ملیونی مردم از رفتن به قبرهای مجلل و کاخها و قصرهای شاهانهای که بر قبرهای ائمهی زاهد و پارسا بنا شده، شوند. حاجیان و عاشقان درگاه الهی را از رفتن به حج و عمره باز میدارند.
مگر این آیات عظام ـ البته بسیار عاقل و دانا و هوشمند (!!) ـ نمیدانند که در روزهای حج امسال، حرارت شهر مکه و مدینه از ۴۵ درجه نیز تجاوز میکند، و با توجه به آنچه متخصصان اینگونه بیماریها به آن دست یافتهاند فرصت انتشار و حتی زندگی برای میکروب (H۱N۱-A) این بیماری کاملا ناممکن است؟!…
دیگر اینکه جامعهی ما با هزار و یک آنفولانزا دچار است، چرا مراجع ما آنها را تحریم نمیکنند؟!..
چرا مراجع حرفی از آنفولانزای دزدی و چپاول ثروتهای عمومی توسط دولتمردان نمیزنند؟!..
چرا مراجع از آنفولانزای ۱۸.۵ ملیارد دلار نائب امام زمان که در ترکیه لو رفت حرفی نمیزنند؟!..
چرا مراجع از آنفولانزای یک ملیارد و شش صد میلیون دلاری مجتبی خامنهای که در لندن توقیف شد حرفی بمیان نمیآورند؟!
چرا مراجع از آنفولانزای لوطی گری و زنا و فاحشه و تجاوز جنسی در زندانهای جمهوری! اسلام شیعیان صفوی! حرفی نمیزنند؟!
چرا مراجع از آنفولانزای شذوذ اخلاقی سربازان امام زمان ـ بسیجیان و پاسداران یکبار مصرف ـ حرفی نمیزنند؟!
چرا مراجع آنفولانزای فساد اداری و رشوت خوری را زیر سؤال نمیبرند؟!
چرا مراجع آنفولانزای اختلاس و جیب بری مردم توسط آیت اللهها و مراجع که آنرا “خمس” مینامند را تحریم نمیکنند؟!..
با توجه به آنچه رفت حقیقت آیت الله مکارم بار دگر افشا شد و رازش رسوای آدم و عالم…
• د. دلیری ـ مشهد
خوشبختانه جهان اسلام در سایه نهضت اسلامی معاصر گامهای بسیار پرباری را جهت فهم و درک قرآن کریم برداشته است. ولی متأسفانه بهرهی میهن عزیزمان از نزدیکی به قرآن و استفاده از مفاهیم والای آن بسیار ناچیز و اندک بوده است.
در این کشوری که تاریخ آن هزارها تفسیر و ترجمه قرآن کریم به زبان شیرین و گویا و رسای فارسی و حتی به لهجههای محلی مناطق مختلف کشور نگاشته است. امروزه ـ با کمال شرمندگی ـ ما در پی یافتن تفسیری قابل فهم و یا ترجمهای روان باید در بین دهها کتابخانه پرسه زنیم! همه این گنجینههای علمی و میراث فرهنگی این ملت یا به بهانهی سنی بودن و مخالف با ایدههای ساختگی ما بکلی از بین برده شده است و یا در انبارهای کتابهای دست نویس آستان قدس رضوی و موزهها مدفون و طعمهی گرد وغبار و موریانهها شدهاند.
برخی آخوندهای بیسواد با بهرهگیری نادرست از آن میراثهای میهن و با اسالیبی بسیار رکیک و زننده ترجمههایی تقدیم داشتهاند که با ذوق و سلیقهی زیبای فارسی، و با لطافت و جمال قرآنی سازگاری ندارد.
در کشور عزیزمان بچاپ قرآن نیز هیچگونه اهتمامی داده نشده است. همه این بیمهریها به قرآن زائیدهی تفکر آخوندهای آستین کوتاه ماست که با قرآن نا آشنا و از فهم و درک آن بیگانهاند. در حوزههای علمیهی ما که دهها کتاب فلسفه و منطق در جمجمههای شاگردان میریزند قرآن هیچ جایگاهی ندارد.
نه تنها اینکه آخوندهای ما با قرآن در داخل کشور حساسیت دارند، گسترش چاپ و نشر آن در خارج را نیز مایه درد سر خود، و کساد بازار دین فروشیشان میبینند.
آیت الله مکارم شیرازی که نامش در ایران بعنوان آخوند تشنهی شهرت بر سرزبانهاست، و پیش از این بارها سعی کرده بود خود را در محیط علمی حوزه و در بین مراجع مطرح سازد، ولی بدلیل سوابق پیشین او با ساواک در زمان طاغوت و درباری بودنش پس از انقلاب هرگز نتوانست نه در میان مراجع و نه حتی در رسانههای گروهی آن جایگاهی را که در پیش بود بدست آورد. اخیرا با طرح موضوعاتی جنجال برانگیز چون به مبارزه طلبیدن سنیها برای مناظره، و سپس فرار از میدان. و چون دفاع از حرکتهای مشبوه برخی از آخوندهای افراطی و تکفیری صفوی در مراکز حساس نظام که در تلاش بودند دیار مقدس مکه و مدینه را با اعزام دختران صیغهای به فساد کشند و … خود را در رسانهها مطرح سازد.
آقای مکارم از سال ۱۳۸۶ش، یکریز بر علیه قرآن تبلیغات سوء براه انداخته است.
او با ادعای اینکه در قرآن چاپ سعودی اشتباهات بسیار زیادی است سعی دارد دلهای مسلمانان را از قرآن بزداید و یا حداقل نوعی شبه پراکنی ایجاد کند.
آیت الله لطف الله گلپایگانی در سال ۱۳۸۷ حقیقت آنچه در دلهای برخی مراجع حقود و قوم پرست جریان دارد را بر زبان آورد و خواستار چاپ قرآن با رسم الخط بومی شد!! و از اینکه قرآن با رسم الخط عثمانی و عربی عثمان طه در دنیا منتشر شده است احساس خطر نمود!! و نبودن رسم الخط بومی را مایه شرمندگی دانست!!..
مسلمانان در طول تاریخ قرآن را بهمان صورتی که در پیش روی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و زیر نظارت ایشان نگاشته شده است حفظ نمودهاند. تنها در برخی موارد که احساس میشده خواندن درست قرآن برای مردم رو به دشواری میرود، مشکلات خواندن را با روشهایی بسیار دقیق برطرف کردهاند. مثلا قرآن در ابتدا با خط کوفی بدون نقطه و حرکات نگاشته میشد. سپس ابوالاسود دؤلی تشکیل یا حرکت گذاری را اختراع نمود. و پس از او شاگردانش یحیی بن یعمر و نصر بن عاصم به نقطه گذاری بر حروف اقدام نمودند.
اما در طول این تاریخ طولانی همواره سعی شده است میراث پیامبر اکرم و یاران و شاگردان و اهل بیت ایشان در نگارش حفظ شود. کسانی نیز از روی اخلاص و گاهی نادانی با رسم الخطهایی که مطابق رسم الخطهای زبان رائج عربی است نیز قرآن را کتابت و چاپ نمودند. ولی امت اسلامی آنها را نپذیرفت، و پس از اندک زمانی بکلی از بین رفتند و نامشان از صفحه وجود بکلی حذف شد. چون با روح پیامبر و شاگردان و یاران و اهل بیتش که در حروف قرآنی جریان دارد مخالف بودند.
امروز آیت الله مکارم به اصطلاح پژوهشی (!) بصورت کتابی تقدیم میدارد که در آن اشتباهات رسم الخط قرآنی را برشمرده است!!!
و همهی مواردی که ایشان در نوشتههایش بدان اشاره نموده است، همان شواهدی است که علما در توقیفی بودن و ثابت بودن آن از طریق وحی الهی قرنها پیش بدان اشاره نمودهاند!!
در برخی از سورههای قرآن کریم “ابراهیم” بدینصورت، و در برخی موارد “ابراهم” و با نوشتن “ی” کوچکی بر روی اسم پس از “هـ” نگاشته شده است. احیانا “أینما” با جمع “أین و ما” در یک کلمه و احیانا بصورت “أین ما ” و همچنین (بئسما ـ و بئس ما) و ( إنما و إن ما) و موارد بسیار زیاد دیگر که همه گواه بر این است که این رسم الخط از جانب پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و وحی است. اگر چنین نمیبود بدون شک رسوم املائی بصورت موحدی نقش میبست!
و البته ارزش این رسم الخط در بسیاری موارد با غور در احکام تجوید قرآن کریم، و در عمق فهم درست قراءات مختلف قرآنی روشن میگردد. ولی متأسفانه چون فهم مراجع ما از قرآن بسیار سطحی است اینگونه موارد را اشتباهات قرآنی تلقی کردهاند. و باد غروری بگلو انداختهاند که ما پس از هزار و چهار صد و سی و اندی سال اشتباهات قرآنی را دریافتهایم!!!…
البته نیتهای پشت پرده بر کسی پوشیده نیست. همین مراجع بودند که در طول تاریخ تشیع با قرآن سیتز داشتند. و احیانا آنرا تحریف شده دانستند. و گاهی معانیش را دگرگون ساخته معناهای باطنی برایش تراشیدند. و قرآن فاطمه و مهدی اختراع نمودند، و حدیثها و روایتها بر صفحات ننگین مذهب کاشتند. و تا امروز ادعا دارند قرآن غیر قابل فهم است. و تنها آنهایند که آنرا میفهمند. گویا قرآن تنها برای آنها آمده است! حال کسی نیست بگوید؛ اگر حرف شما درست است پس قرآن غیر قابل فهم چه دردی را میخواهد برای ما درمان کند؟!!
و چرا خداوند فرمودهاند: ما قرآن را بسیار آسان و قابل فهم فرستادهایم. پس آیا نمیاندیشید؟!
بدون شک همه این وسوسههای شیطانی هدفش تحقق دادن همان افسانهی تحریف قرآنی است که پیشوایشان نوری طبرسی در کتابش “فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الأرباب” مطرح ساخت…
برای مطالعه بیشتر به مقالات زیر مراجعه شود:
https://www.sunni-news.com/?p=۲۲۰۴
http://www.sunni-news.com/?p=۱۹۳۲
https://www.sunni-news.com/?p=۱۹۳۴
https://www.sunni-news.com/?p=۱۷۴۶
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_news.php?rowID=۱۴۳
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_news.php?rowID=۱۳۷
http://eslami.mihanblog.com/post/۵۱۱
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_news.php?rowID=۱۹۲
يكی از پژوهشگران بزرگ وسرشناس شيعه عراق گفته است: به نتائجي دست يافته كه اختلافات تاريخي شيعه با اهل سنت را كنار زده و ثابت می كند كه اين اختلافات هيچ ريشه و اساسی ندارد.
ايشان طی سالها پژوهش وبررسيهای عميق بدين نتيجه رسيده اند كه همه اين اختلافات ريشه در مسائل سياسی داشته و هيچ ربطی به قضايای عقيدتی و دينی ندارند.
احمد الكاتب استاد سرشناس سابق حوزه های علميه عراق و كويت و ايران و رئيس انجمن گفتگوی تمدنها در لندن ـ بر اين نقطه بسيار تأكيد داشت كه بررسيهای ايشان پرده از شايعهی فرضيه امام غائب بركشيده، و ثابت كرده كه امام زمان هرگز بدنيا نيامده است. و همچنين بدين نتيجه دست يافته كه نظريه “امامت الهی” كه اساس فكری شيعه دوازده امامی بر آن بنا شده هيچ ريشه و اساسی ندارد. وثابت كرده كه شايعه ضربه زدن عمر بن الخطاب به دخت حضرت پيامبر اكرم صلی الله عليه وعلی آله وصحبه وسلم ـ فاطمه الزهراء ـ در هنگام گرفتن بيعت برای ابوبكر افسانهای است ساخته و پرداخته برخی از سود جويان و هيچ اساس و مدرك تاريخی بهمراه ندارد.
ايشان در گفتگويی كه با ” العربيه ـ نت” داشتند خاطر نشان ساختند كه اين نتائج دقيق و علمی در حقيقت میتواند عملا ريشهی همه اختلافات جوهری و اساسی بين شيعه و اهل سنت را بخشكاند. و می تواند سد راه محكمی باشد جلوی همه كوششهای مغرضانه و دشمنانه ی دشمنان قسم خورده اسلام كه سعی دارند همواره تخم فتنه و فساد را بين اين دو طائفه ی بزرگ اسلامی بپاشند. بخصوص كه زمينه سياسی كنونی در عراق و كويت و لبنان و ايران و پاكستان نشانگر اينست كه شيعه و اهل سنت عملا بر روی مواردی كه در طول ۱۴۰۰ سال با هم اختلاف نظر داشتند به اتفاق رسيده اند.
ايشان سخن خود را بدينصورت روشنتر ساختند كه:
اختلاف سياسی بين اين دو مذهب در واقع بر روی قضيه امامت بوده است. و اكنون تقريبا اثری از اين اختلاف بچشم نمی خورد. شيعيان امروزه قضيه غيبت امام دوازدهم را پشت سر نهاده ديگر منتظر ايشان نيستند تا از سرداب برآيد و زمام امور حكومت اسلامی را بدست بگيرد. وهمچنين ديگر معصوميت و از سلاله علوی بودن را از ويژگيهای فرمانروا و حاكم ـ آنطوری كه در نظريه امامت است ـ به حساب نمی آورند.
اين پژوهشگر و دانشمند عراقی كه احمد الكاتب نام دارد و در يك خانواده مذهبی شيعه دوازده امامی پرورش يافته در ادامه سخنان خود گفتند كه؛ نتائج اين پژوهشها و تحقيقات علمی خودشان را در كتابهايی به رشته تحرير در آورده به مراجع بزرگ شيعه تقديم داشته تا مورد بحث و بررسی قرار دهند، ودر جواب مراجع سرشناس مذهب شيعه جز با ادله و براهين فلسفی و خيالاتی و نظريههای بی پايه و اساس در مورد امام دوازدهم محمد بن الحسن العسكری تحقيقات ايشان را رد نكردند. و وقتی مؤلف از آنها ادله و براهين ومدارك تاريخی و علمی خواستند جوابی نداشتند كه به او بدهند!…
ايشان خاطر نشان ساختند كه همه حوزههای علمی و همه مراجع شيعه بخوبی آگاهند كه هيچگونه ادله و براهين تاريخی و علمی نظريههايشان را تأييد نمیكند، و آنها همه بر اين اعتقادند كه در اينگونه امور اجتهاد واجب بوده تقليد قطعا حرام است، و در بين ايشان فتوايی است مشهور كه می گويد: تقليد در مسأله تقليد حرام است!..
آقای احمد الكاتب به نتائج يكی از گفتگوهايشان در ” قم” با علماء سرشنان آن ديار اشاره داشت كه؛ يكی از علماء بررسيهای ايشان را به “پژوهشهای تاريخی” توصيف نموده بود، اشاره كرد و گفت:” اگر واقعا در پی رد هستيد بايد با بحث و كنكاوش در تاريخ باشد. اما واقعيت اينست كه اين نظريه هيچ مدرك تاريخی و اساس واقعی ندارد. و تنها دليل ما بر وجود امام غائب يك مشت اعتبارات فلسفی و چند نظريه و تصورات خيالی است”!…
و در رد بر اينكه مرجع شيعی بزرگ معاصر “محمد حسين فضل الله” در گفتگويی كه اخيرا بر صفحات روزنامه “عكاظ” سعودی منتشر شده او را غير متخصص معرفی نموده. احمد الكاتب گفتند: “متخصص نبودن كلمه ايست افتراضی كه سر و ته آن مشخص نيست. و در حقيقت متخصص آن است كه موضوع را كنكاوش میكند و پس از بحث و بررسيهای طولانی دليلها و نتائج خود را تقديم می دارد، و همه را به آنچه بدان دست يافته قانع می سازد”.
ايشان در ادامه گفتند كه :”در حوزههای علميه هيچ متخصصی در اين زمينه نيست، چرا كه در حوزه چيزی بنام بحث و بررسی در تاريخ و يا در أصول مذهب شيعه وجود ندارد. و همه علماء می گويند كه در اين زمينه تقليد جائز نيست!”.
امامت الهی و مهدی منتظر:
احمد الكاتب روی اين نقطه كه امامت و مهدی منتظر از نكاتی هستند كه می تواند مورد بحث و بررسی قرار گيرد تأكيد داشته، در اشاره گفت كه آقای آيت الله علی سيستانی نيز بر اين عقيده اند كه هيچكدام از اين دو مورد از اصول شيعه نيست.
ايشان گفتند كه در مورد وجود زنده امام دوازدهم و اينكه ايشان ظهور خواهند كرد تا مردم را از بدبختيها و منجلاب فساد رهانيده حكومت اسلامی تشكيل دهند، مفكورهای كه اساس عقيده امامت را تشكيل می دهد سالها بحث و بررسی كرده و بدين نتيجه دست يازيده كه همه اين قصه ساختگی است و هيچ پايه و اساسی ندارد.
ايشان در ادامه عرائض خود گفتند كه: كتابهای اوليه شيعه در قرنهای سوم و چهارم و پنجم هجری بر اين اتفاق است كه مفكوره امام زمان افتراضی و خيالاتی است، و هيچ دليل و برهانی بر ولادت او نيست. همه آقايان “المرتضی” و “العمانی” و ديگران می گويند كه: “ما با دليلهای عقلی وجود اين انسان را فرض میكنيم. و هيچ دليل و برهان تاريخی و علمی درستی بر وجود او نداريم”.
دانشمند برجسته شيعه معاصر آقای احمد الكاتب گفتند كه: فرضيه امامت الهی كه بر پايه عصمت و غيبت او بنا نهاده شده، نظريه سياسی اهل بيت نيست، اين تئوری ساخته و پرداخته متكلمين بوده و به اهل بيت بزور و بهتان نسبت داده شده است.
ايشان بدين نقطه نيز اشاره كردند كه نتائجی كه ايشان بدان دست يافته اند در ردهی دوم پيشرفتهای سياسی و مثبت بسياری است كه در حال حاضر در دنيای شيعه به وجود آمده است قرار می گيرد. شيعه معاصر دمكراسی را اختيار نموده و ولايت فقيه در ايران سعی دارد كه به گونهای بين شوری و دمكراسی پيوندی نوين ايجاد كند تا در سايه آن “امامت” ملت اختيار شود نه اينكه امام از سوی خدا بر منصب قدرت حائل آيد! يا اينكه عصمت و يا از نوادهگان حضرت علی بودن از شرطهای انتخاب او قرار گيرد. و بدينصورت دروازه امامت به روی همه باز است…
شايعه ضربه زدن عمر به فاطمه زهراء:
ايشان به يكی از نتائجی كه بدان دست يافته اند اشاره داشته روشن ساختند كه:
شايعه شكستن عمر سينه دختر رسول اكرم ـ صلی الله عليه وعلی آله وصحبه وسلم ـ فاطمه زهراء، و سقط شدن جنين ايشان در هنگام بيعت گرفتن برای خلافت ابوبكر الصديق پس از وفات رسول خدا ـ صلی الله عليه وعلی آله وصحبه وسلم ـ هيچ دليل و مدرك تاريخی و واقعی ندارد.
وگفتند: “اين افسانهای است كه در قرن دوم ساخته و پرداخته شد وبا مرور زمان كم كم شاخ و برگ گرفت، تا اينكه يك كلاغ چهل كلاغ شد. و برخی از قصه پردازان سنی آنرا تكرار كردند، وهيچ اثری از آن در كتابهای مؤرخان و محققان اهل سنت نيست. و با گذشت زمان، برخی از دروغ پردازان شيعه در قرن چهارم و پنجم هجری آنرا گرفته شاخ و برگ دادند، تا بدينصورت افسانهای وخرافی كنونی به بازار آمد….
و در حقيقت اين دسيسه و نيرنگی بود برای نجات دادن تئوری “امامت الهی” كه بيعت حضرت امام علی با هر يك از خليفههای پيشين خود ابوبكر صديق ـ پدر زن رسول اكرم ـ وعمر فاروق ـ پدر زن ديگر رسول اكرم ـ وعثمان ذی النورين ـ داماد پيامبر اكرم ـ آنرا از ريشه بر میكند. چرا كه اگر چنانچه اين فرضيه حقيقت می داشت هرگز حضرت علی (ع) نمیتوانست با آنها بيعت كند.
آنها با اين قصه ساختگی خواستند بگويند كه اين بيعت با زور از امام علی (ع) ـ شير خدا و فاتح خيبر! ـ پس از حمله به خانواده اش و شكستن سينه فاطمه زهراء گرفته شد!”..
آقای كاتب در ادامه گفتند: “از اين قصه ساختگی هيچ اثری در كتابهای عمده و اساسی و قابل اعتماد شيعه نمی يابی. بطور مثال، آقای كلينی در كتابش “الكافی” هيچ يادی از آن ننموده، در حاليكه او كتاب “سليم بن قيس الهلالی ” ـ را كه ادعاء سوزاندن عمر در خانه فاطمه و زدن ايشان و اسقاط جنينش به آن نسبت داده می شود ـ، را بخوبی مطالعه كرده و در دسترش بوده است.
ايشان بدين نقطه نيز اشاره داشتند كه روابط اجتماعی و خانوادگي در سطح بسيار عالی و خوبی كه بين حضرت امام علی (ع) و خليفه دوم حضرت عمر بن الخطاب بوده خود نشانگر دروغ بودن اين افسانه است. اين روابط تا جايی محترمانه و دوستانه و نزديك بود كه حضرت امام علی با كمال خوشحالی جگر گوشه و دختر نازنينش از دامن دختر رسول اكرم ـ صلی الله عليه وعلی آله وصحبه وسلم ـ (فاطمه الزهراء) كه “ام كلثوم” نام داشت را به عقد ازدواج خليفه دوم حضرت عمر بن الخطاب در آوردند.
بعد از اين آيا تصور میرود كه آن صحابی و يار بزرگوار پيامبر اكرم ـ صلی الله عليه وعلی آله وصحبه وسلم ـ خدای ناخواسته جگر گوشهی رسول خدا و مادر خانمشان را چنين مورد ضرب و شتم قسرار دهند؟!…
اين افسانهای است كه هيچ عاقلی نمیتواند آنرا قبول كند!…
و ايشان بر اين نقطه نيز تأكيد داشتند كه شيخ مفيد كه از بارزترين دانشمندان و علماء شيعه است كتاب “الهلالی” را دروغ و موضوع و ساختگی دانسته و گفته كه در اين كتاب تحريفات بسياری روی داده، غير قابل اعتماد بوده و هيچ ارزش علمی و تاريخی ندارد. و اين سخن همه محققان و پژوهشگران شيعه است.
جناح راست شيعه صفوی:
ايشان علمبرداران اين قصه خرافاتی را “جناح راست” و يا بگفتهی دكتر علی شريعتی “شيعه صفوی” ناميد، و اضافه كرد كه اينها بازتابی منفی در جامعه دارند. و با ديد منفی و تارشان به عمر بن الخطاب مینگرند. و بدينوسيله رهبريت دوگانگی جامعه اسلامی و شعلهور ساختن آتش دشمنی بين شيعه و اهل سنت را در دست دارند.
اين دشمنی ساختگی و خيالاتی كه در حقيقت ما امروزه بدان هيچ نيازی نداريم و بر عكس جهان اسلام امروز بيش از هر روز ديگر نيازمند وحدت و همبستگی و براندازی اين سدهای راه و كنار زدن اين خرافات و اسطورههاست.
آقای احمد الكاتب در سال ۱۹۵۳ميلادی (۱۳۳۲ خورشيدی ) در شهر كربلای عراق چشم بجهان گشود. و در مورد زندگيش میگويد كه مادرش او را آماده میساخت تا سربازی جان بكف باشد در لشكر مهدی منتظر، و يكی از ۳۱۳ ياران راستگو و مخلص ايشان كه شرط ظهورشان هستند، باشد.
ايشان در گفتگويشان با “العربيه ـ نت” بصراحت گفتند كه؛ قبل از دست يافتن به اين نتائج دقيق و علميشان در اين قضيه بسيار تعصب داشتند: “تنها ۱۴ سال داشتم كه وارد حوزه علميه شدم. بيش از ۲۵ سال فقه را تدريس كردم. و قبل از رسيدن به اين نتائج علمی و دقيق بيش از ۱۵ كتاب تأليف كردم كه بارزترين آن كتاب ـ ده منهای يك می شود: صفر! ـ است كه در آن سعی كرده ام بگويم؛ اگر ما فرضيه امامت را از دين بر داريم چيزی از دين باقی نخواهد ماند! و در سال ۱۹۷۴م آنرا منتشر ساختم وپس از آن بارها بچاپ رسيد. و من پايه گذار حركت شيعه امامی در سودان هستم. و در راستای دعوت و تبليغ بسوی فكر شيعه امامی سالهای متمادی از زندگيم را صرف نمودم. و اخيرا به ياری خداوند متعال و با توفيق بدو به اين نتائج حساس و دقيق علمی دست يافته ام كه برنامه زندگی و ديدگاهم را به كلی تغيير داده، و آنرا شاهراهی میبينم در راستای وحدت و همبستگی اسلامی و فروپاشی بدعتها و خرافات و كشيدن گليم از زير پای دلالان و تاجران دين!….
دبی ـ فراج اسماعيل